دل زدن به دریای زندگی...

خاطره ها ؛در گذرگاه زمان؛ خیمه شب بازی دهر؛ با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند ؛عشق ها می میرند؛رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند

 
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٧  کلمات کلیدی:

یک ترم گذشت...خیلی سخت بود..دلقک(این شکلک انتخاب پسرک بود)

پسرک کمی تا قسمتی با سواد شده است.

و اینکه:

از آخرین پست که  ثبت نام اولیه ی حج بود و امروز که باید بگم جز صد الویت اول بودیم و ان شاالله جز گروه های سال 93 یا 94.

------------

بعد از چند ماه ننوشتن این تنبلی و نیومدن حرف با وجود یک دنیا حرف طبیعیه نه؟

فکر می کردم هر روز بتونم و بیام شده چند خط از محیط جدید تحصیلی و اینکه چجوریاست بنویسم..اما نشد که بشه.

...........................

یه قندعسلانه کوچولو هم بنویسم برم:

ج یاد گرفتند.دیدم تو دفترش نوشته:اسبناج(اسفناج).خواستم عکس بندازم نگذاشت.حالا باید یواشکی بندازم.چشمک

یا چند روز پیش می گه:

مامان یکی از بچه ها امروز آلوببرا آورده بود سر کلاس(برای درس علوم).

چند روز قبل ترنیشخند: مامان چرا هروقت بارون بیاد این آنتن جیجیتال قطع میشه؟

 

 

 


 
برگ 137- اولین قدم تا خانه ی خدا
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٥  کلمات کلیدی: آرزو نامه

 

به لطف خدا ثبت نام انجام شد...

وقتی کارت ها  را که عکس زیبایی از کعبه برروی آن بود گرفتم بغض  گلویم را گرفت..

خدایا ممنونم از اینکه دعوتمان کردی.

 

 

 


 
برگ 136- افتتاحیه
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳  کلمات کلیدی: درس نامه
 
برگ صد و سی و پنج-کار خانه و لیست خرید تمامی ندارد!!!
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳  کلمات کلیدی:
 
برگ 134-جلز و ولز+ بعد نوشت(حل شد)
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱  کلمات کلیدی: گل پسرانه
 
برگ 133-حلالیت
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩  کلمات کلیدی: دردودل نامه
 
برگ صد و سی ودو- کمی تا قسمتی ذوق زده
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی:

پ ن پست قبلی

رفتم از پا--پکو  برای خودم کلاسور فانتزی خریدم . رنگ یاسی ..از جای دیگر هم جامدادی و خودکار..

نیشخند

حالا باید یه نیمه خانه تکانی هم انجام بدهم تا خیالم از بابت خانه راحت باشد.

وسایل فریزری هم باید بگیرم.

دیگه...خیال باطل

 


 
برگ صد و سی و یکم-آرزویی که به خواست خدا برآورده شد
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: آرزو نامه ، درس نامه
 
برگ صد و سی ام-رفت...
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۳  کلمات کلیدی: درد دل نامه
 
برگ صد و بیست و هشتم-لیله الرغائب
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: خو اب نامه

شب لیله الرغائب....داشتم مفاتیح رو می خوندم...نوشته بود بهترین ماه برای حج عمره ماه رجب هست..

آرزوی این روزهای من برای خاواده ی چهارنفریمون...

بقیه ی آرزوهام رو هم می گم و با خودم می گم کاش بشه تو خواب ببینم که به آرزوم می رسم یا نه؟

........

خواب دیدم مدینه هستیم...از دور گنبد سبز نبوی رو می بینم..باورم نمی شه ..می گم به این زودی.چطوری ما اومدیم..بعد با خودم فکر می کنم من حتی یادم رفت اون دفترچه یادداشت آبی م رو با خودم بیارم ..کلی نکته توش نوشته بودم...

توی خواب قراره بریم مکه..یکی از دوستان که حاجیه خانم هم هستند رو اونجا میبینم.

می گم: خانم...راست می گن وقتی رسیدی مکه و نزدیک کعبه از دور نباید نگاه کنی و سرت باید پایین باشه و ذکر بگی تا به نزدیک کعبه و اونوقت سرت رو بلند کنی و  اون همه شکوه و عظمت رو نگاه کنی؟

می گه: آره..

دل توی دلم نیست ...

اما

دیگه از خواب بیدار میشم

...................

همین اندازه ش هم برام لذت بخش بود.

امیدوارم به زودی این تجربه رو تو بیداری داشته باشم.

 


 
برگ صد و بیست و هفتم- تولدت مبارک
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی:
 
برگ صد و بیست و ششم- من بزرگ بشم تو پیر میشی!!
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: قندعسلانه

دارم کروسان درست می کنم و خمیرش رو به شکل ماهی می پیچم   ...اومده کنارم و کنکاش می کنه ببینه چطوری درست می کنم...

 می گم برو هروقت بزرگ شدی بهت یاد میدم.

می گه: من بزرگ بشم دیگه تو پیر شدی یادت نیست که امروز چی درست کردی تا به من یاد بدی.!!!

 


 
برگ صدو بیست و پنجم- ولادت مادر مهربانی ها مبارک
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢  کلمات کلیدی:

            

 


 
برگ صد و بیست و چهارم- موفقیت های گل پسر
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱  کلمات کلیدی: گل پسرانه
 
برگ صد و بیست و سوم- بانو ام البنین(س)
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸  کلمات کلیدی:
 
← صفحه بعد