بادبادک باز
نویسنده:خالدحسینی
مترجم: گنجی و سلیمان زاده
انتشارات : مروارید
کتاب 420 صفحه ای خوبی بود.نوشته هاش رو دوست داشتم.
به خصوص از صفحه ی 200 به بعد.
آشنایی با بخشی از تاریخ و زندگی مردم افغانستان...با دو قوم هزاره و پشتون
امیر نقش اول این کتاب و به عبارتی راوی داستان -پسریک تاجر افغانه که در کابل زندگی می کنه.ماجرای زندگیش رو تقریبا از دوازده سالگیش تعریف میکنه .
از خاطراتی که با حسن -دوست؟ و پسر خدمت کارشان داشته تعریف می کنه.
از فداکاری ها و وفاداری های حسن..از بادبادک بازی هایشان..
از ساعت هایی که برای حسن کتاب می خونده.

و ودر سی و چندسالگیش به رازی مهم در زندگیش پی میبره و تازه میتونه علت خیلی از رفتارهای پدرش رو که همیشه با اون درگیری ذهنی داشته رو بفهمه..
می فهمه که حسن برادر ناتنی اون بوده..
علی -حسن و سهراب پسر حسن شخصیت های مظلوم این کتاب بودند..
و به قول امیر حسن با اینکه بی سواد بود اما همیشه می تونست افکار امیر رو بخونه..
**********
( این رمان اولین اثر خالد حسینی نویسنده افغان است که با این رمانش اعتبار جهانی یافت و سومین رمان پرفروش امریکا درسال 2005شد)
