دل زدن به دریای زندگی...

خاطره ها ؛در گذرگاه زمان؛ خیمه شب بازی دهر؛ با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند ؛عشق ها می میرند؛رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند

برگ نودویکم-نتیجه ی انقلاب گردی
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦  کلمات کلیدی: کتابخانه
 
برگ پنجاه و هشتم- بادبا*دک باز
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٩  کلمات کلیدی: کتابخانه

بادبادک باز

نویسنده:خالدحسینی

مترجم: گنجی و سلیمان زاده

انتشارات : مروارید

                                        بادبادک باز       

کتاب 420 صفحه ای خوبی بود.نوشته هاش رو دوست داشتم.

به خصوص از صفحه ی 200 به بعد.

آشنایی با بخشی از تاریخ و زندگی مردم افغانستان...با دو قوم هزاره و پشتون

امیر نقش اول این کتاب و به عبارتی راوی داستان -پسریک تاجر افغانه که در کابل زندگی می کنه.ماجرای زندگیش رو تقریبا از دوازده سالگیش تعریف میکنه .

از خاطراتی که با حسن -دوست؟ و پسر خدمت کارشان داشته تعریف می کنه.

از فداکاری ها و وفاداری های حسن..از بادبادک بازی هایشان..

از ساعت هایی که برای حسن کتاب می خونده.

                

 و ودر  سی و چندسالگیش به رازی مهم در زندگیش پی میبره و تازه میتونه علت خیلی از رفتارهای پدرش رو که همیشه با اون درگیری ذهنی داشته رو بفهمه..

می فهمه که حسن برادر ناتنی اون بوده..

علی -حسن و سهراب پسر حسن شخصیت های مظلوم این کتاب بودند..

 و به قول امیر حسن با اینکه بی سواد بود اما همیشه می تونست افکار امیر رو بخونه..

**********

( این رمان اولین اثر خالد حسینی نویسنده افغان است که با این رمانش اعتبار جهانی یافت و سومین رمان پرفروش امریکا درسال 2005شد)

 

 

                             بادبادک باز اثر خالد حسینی


 
برگ چهل و یکم-سمفو*نی مرد*گان
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٦  کلمات کلیدی: کتابخانه

نوشته های این پست برمی گرده به بعضی از جملات کتاب سمو*فونی مرد*گان.

                                          

کتابی جذاب350 صفحه ای  با سبکی که برای من جدید بود...نوشته های اول کتاب با نوشته های آخر کتاب مرتبط بود.

یکی از بهترین جمله های کتاب رو همین اول می نویسم:

پدر گفت:((به قول ایاز با دو دسته نمی شه بحث کرد؛بی سواد و با سواد))

 


 
برگ هجدهم-نمایشگاه
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۱  کلمات کلیدی: کتابخانه
 
برگ پانزدهم-رمان خوانی
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧  کلمات کلیدی: کتابخانه