161-تعطیلی آما بدون هماهنگی

یک روز تقریبا تعطیل  که از قبل نگفته بودند:

برگشتم  خونه و دیدم فرصت خوبی است برای انجام چند کار که  تا ظهر می توانم انجام بدم:

اول: دوش

دوم:خوردن انار کنار بخاری

سوم:ادامه ی تحقیق

چهارم:شام درستیدن(ماکارونی)

پنجم:دستی برخانه کشیدنخنثی

ششم:آوردن قندعسل

هفتم:خواندن برای  امتحان فرداخنثی

هشتم:دوشنبه ی عزیز و دوست داشتنی و رفتن به کلاس

-------------------

فیش نویسی یادم نرود .در این موردخیلی از برنامه عقبم.

 

/ 0 نظر / 9 بازدید